بازيابي کلمه عبور عضويت در سايت

سپیده دم, نقد و بررسی

تنظيمات بازکردن منو
*P£R§ian Girl*
25 شهريور 1388 00:19
شماره پست: #1
نام كاربري : آلیس کالن
گروه : خون آشام
درجه : خون آشام
گروه: عضو سايت
پست ها: 327
تاريخ عضويت: 18/03/1388
تشکر ها از دیگران: 1032
از شما 1236 بار در 323 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
من سهمی بیشتر از سهم عادلانه ام در تجربه های نزدیک به مرگ داشته ام . این چیزیه که واقعا نمیتونی بهش عادت کنی.
به هر حال این به طور عجیبی اجتناب ناپذیر به نظر می رسید، روبرو شدن دوباره با مرگ ...
مثل اینکه من برای مصیبت و بدبختی نشان شده بودم . بارها و بارها از چنگ اش گریخنه بودم ، اما دوباره به سمت من می آید . اما این دفعه با قبل متفاوت به نظر می رسید .
تو می تونی از کسی که وحشت داری فرار کنی ، و می تونی با کسی که ازش نفرت داری بجنگي .
همه ی واکنش های من برای روبرو شدن با آن قاتل ها...هیولاها... دشمنان بود . اگر عاشق فردی که کمر به قتلت بسته باشد ، هیچ انتخابی برایت باقی نمی ماند . وقتی کاری انجام ميدهی که به شخص محبوبت آسیب برسد ، چه طور می توانی فرار کنی؟ چه طور می توانی بدوی؟ اگر زندگی ات تنها چیزی باشد که می توانی به شخص محبوبت بدهی، چه طور می توانی این کار را نکنی؟
اگر او کسی باشه که واقعا دوستش داشته باشی ...؟

درود

در این تاپیک به نقد فصل های سپیده دم می پردازیم. البته فقط فصل هایی که برای دانلود در سایت قرار دارند. ( لطفا داستان رو لو ندید.)
لطفا قوانین انجمن را رعایت کنید. از زدن پست های بی محتوا و تک خطی بپرهیزید. به نظرات همدیگه احترام بذارید، نه به اعضای سایت و نه به شخصیت های کتاب توهین نکنید.
بالای پست خود، شماره یا اسم فصلی را که می خواهید نقد کنید، بنویسید.

بدرود

------------------------------------------------------------
دنیای این روزای من، هم قد تن پوشم شده
انقدر دورم از تو که، دنیا فراموشم شده
--------------------------------------------------------------
گربه های شب: داستان من و دوستام! تقدیم به دوستان عزیزم که بهترین سال های عمرمو باهاشون بودم! بویژه فروغ love
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 14 نفر تشکر کرده اند
 
*P£R§ian Girl*
1 مهر 1388 20:20
شماره پست: #2
نام كاربري : آلیس کالن
گروه : خون آشام
درجه : خون آشام
گروه: عضو سايت
پست ها: 327
تاريخ عضويت: 18/03/1388
تشکر ها از دیگران: 1032
از شما 1236 بار در 323 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
درود

فصل 7 و 8:

خدای من. این ادوارد با خودش چی فکر می کرد؟ جیک جیک مستونش بود، فکر زمستونش بود؟ عین خر تو گل گیر کردن.
کاشکی بچش پسر می بود. همونطور که خود بلا تصور کرده بود، یه پسر دقیقا شبیه ادوارد. ولی...
این بیچاره ها هم هرجای دنیا که برن باید با یه مشت سرخ پوست کله خر، سرو کله بزنن. آدم حسابی حوصلش از دستشون سر می ره. نمی ذارن ملت خون آشام یه نفس راحت بکشن.

من اوایل فکر می کردم کتاب جیکوب چقدر باید حوصله سر بر باشه. ولی حالا که خوندمش واقعا ازش خوشم اومد. خیلی جالب بود. به خصوص که آدم حس می کرد قلم عوض شده. حس می کرد که این رو دیگه یه دختر عاشق و دیوونه نمی نویسه. بلکه یه گرگینه ی جوونه شکست خورده در عشق داره می نویسه. خیلی جالب بود.

ولی خیلی کارلایل نامردی کرد. کی قرار بود به چارلی بگن که بلا و ادوارد در حادثه ی سقوط هواپیما مردن؟ ما از این قرارا نداشتیم.

دلم به حال این سث بیچاره کباب شد. چرا نمی ذارن بچه حرفشو بزنه؟
ببینم، سث که نشونه گذاری نکرده؟ کرده؟ اگر نکرده من حاضرما. می تونه رو من نشونه گذاری کنه. 17
البته من هیچ کسو با ادوارد عوض نمی کنم. 42

مرسی از این همه استقبالتون از این تاپیک 49

فصل 9

(ببینم تا حالا تاپیک اختصاصی دیده بودین؟ )

4 دلم می خواد فک ادواردو داغون کنم. اون به چه حقی با جیکوب همچین معامله ای رو کرد؟ جیک به چه حقی قبول کرد؟
اگه من جای بلا بودم (که خدارو 100 هزار مرتبه سپاس که نیستم) وقتی بشنوم این دو تا موجود ... می خوان چی کار کنن، حتما از هردوشون متنفر می شم.
واقعا که. ادوارد حتی حق فکر کردن به همچین چیزی رو نداشت. چه برسه به زبون آوردنش. چه احمقایی پیدا می شن.

بلا و ادوارد یه جوری رفتار می کردن که انگار ادوارد سگ بلاس. 39

تمام مدتی که این فصل رو می خوندم، احساسات جیک رو درک می کردم. مثل این بود که منم تازه از باردار شدن بلا با خبر شدم.
خیلی جالب بود. ولی امید وارم بلا حق این دو تا خائن بی فکر رو کف دستشون بذاره.

بدرود

پيام ويرايش شد آلیس کالن - 4 مهر 1388 22:58
------------------------------------------------------------
دنیای این روزای من، هم قد تن پوشم شده
انقدر دورم از تو که، دنیا فراموشم شده
--------------------------------------------------------------
گربه های شب: داستان من و دوستام! تقدیم به دوستان عزیزم که بهترین سال های عمرمو باهاشون بودم! بویژه فروغ love
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 12 نفر تشکر کرده اند
 
sonia:)
5 مهر 1388 13:51
شماره پست: #3
نام كاربري : sonia
گروه : خون آشام
درجه : انسان
گروه: عضو سايت
پست ها: 84
تاريخ عضويت: 7/06/1388
تشکر ها از دیگران: 161
از شما 285 بار در 87 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
موافقم يعني بعد از اونهمه فكر كردن باين نتيجه رسيده به اشتراك گذاشتن!!!؟من اگه بجاي بلا بودم يه بيل از رزالي ميگرفتم تو صورت هر جفتشون مي زدم تا حساب كار دستشون بياد wink راستي بلا بچه رو مي خواد چي كار مثل اينكه داستان مادر تانيا رو فراموش كرده يا اينكه كم دردسر دارن بايد يجوري بحد نصاب برسوننش يااينكه دلش براي ولتوري تنگ شده what fellow

------------------------------------------------------------
شيشه پنجره را باران شست از دل من اما چه كسي نقش تو را خواهد شست؟؟ :)
when i'm with you every thing seems better
now i know i see you all to day.....
we were Ment to be to gather i'm in pain when you're away
هي بچه ها يجا تو نظرا خوندم كه دنباله اسمو آهنگه خواننده اي كه تو يورو ويژن اول شد آرش سوم بوده.اسمش Alexander rybakهست.هي اونيكه نميدونم كي بوديو پستتو پيدا نكردم ميتوني از سايته /zero-music.blogfa.com بگيريش فقط يه پي ام به من بده كه پيداش كردي باشه؟؟؟
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 2 نفر تشکر کرده اند
 
mahnam
5 مهر 1388 17:21
شماره پست: #4
گروه : خون آشام
درجه : انسان
گروه: عضو سايت
پست ها: 8
تاريخ عضويت: 31/06/1388
تشکر ها از دیگران: 3
از شما 14 بار در 9 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
قسمتی که به چارلی گفتن محشر بود!
توی عروسی که جیک اومد واقها اعصاب خرد کن بود.من نمیدونم چرا بلا یک بار هم یک جواب راست و درست به این نمیده!اخه اصلا باید بهش بگه تو لازم نیس انقدر یعنی حواست به من باشه.دیگه بچه که نیس جیک هم که مامان و باباش نیس!

فصل 8-9
اصلا فکر نمیکردم از زبون جیک کتاب بتونه جذاب باشه ولی اشتباه میکردم!تغییر لحن خیلی باحاله!البته فکر ادوارد که خیلی ابروریزی بود ولی خداییش این بلا هم شورشو در اورده!همش یک دردسر جدید درست میکنه!بگو حالا بچه دار شدنت چی بود دیگه! 11
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 2 نفر تشکر کرده اند
 
سارا
5 مهر 1388 17:30
شماره پست: #5
نام كاربري : Sara9851
گروه : خون آشام
درجه : انسان
گروه: عضو سايت
پست ها: 29
تاريخ عضويت: 18/03/1388
تشکر ها از دیگران: 66
از شما 103 بار در 59 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
فصل3
آخه اين بلا چرا اينجوري ميكنه
آليس بيچاره كلي زحمت كشيده درستش كرده اونوقت خانوم يه نگا تو آینه نمیکنه ببینه چه شکلی شده و یه کم واسه ما توضیح بده
دم سث هم واقعا گرم
گرگینه ای که تک و تنها اومده تو خونه ای پر خوناشام ایول داره واقعا

پيام ويرايش شد Sara9851 - 6 مهر 1388 01:01
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 3 نفر تشکر کرده اند
 
shiva
6 مهر 1388 10:56
شماره پست: #6
گروه : خون آشام
درجه : انسان
گروه: عضو سايت
پست ها: 11
تاريخ عضويت: 28/06/1388
تشکر ها از دیگران: 24
از شما 23 بار در 10 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
فصل 9:
جیکوبم بهش (*ادوارد*) میگه دیوونه شدی.............. اره حتما دیوونه شده sad
نمیتونه ببینه بلا جلو چشمش اینجوری از بین بره....انقد ناراحتی بهش فشار اورده که خودشم نمیدونه داره چیکار میکنه و چی میگه crying
جیکوب خیلی قشنگ تعریف میکنه.

پيام ويرايش شد shiva - 6 مهر 1388 18:31
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 1 نفر تشکر کرده اند
 
maryam
7 مهر 1388 00:54
شماره پست: #7
نام كاربري : golden_eyes
گروه : خون آشام
درجه : انسان
گروه: عضو سايت
پست ها: 6
تاريخ عضويت: 6/07/1388
تشکر ها از دیگران: 93
از شما 31 بار در 9 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
سلام.
فصل9.
نمی دو نم واقعا ادوارد با خودش چه فکری کرد که یک همچین پیشنهاد بی شرمانه ای می ده (شاید واقعا دیوونه شد)وجیکوبم از اون بدتر !!!!!!!!!!ولی از رزالی خوشم اومد .منم اگر جای بلا بودم یک گفتمان درست حسابی با جفتشون می کردم. 43 شدیدا منتظرم ببیینم تو فصل بعدی بلا چی کار می کنه.امیدوارم ایندفعه ناامیدم نکنه 27
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 2 نفر تشکر کرده اند
 
سارا
7 مهر 1388 17:00
شماره پست: #8
نام كاربري : Sara9851
گروه : خون آشام
درجه : انسان
گروه: عضو سايت
پست ها: 29
تاريخ عضويت: 18/03/1388
تشکر ها از دیگران: 66
از شما 103 بار در 59 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
فصل 10

اعصابم خورد شد
اه
اگه این جیک فضولی نمیکرد بره بلا رو ببینه دیگه بقیه گله نمیفهمیدن اوضا از چه قراره
حالا دیگه اونا میخوان حمله کننو همرو بکشن
حتی بلا رو
نمیدونم جیک چیکار میتونه بکنه
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 2 نفر تشکر کرده اند
 
sonia:)
7 مهر 1388 17:55
شماره پست: #9
نام كاربري : sonia
گروه : خون آشام
درجه : انسان
گروه: عضو سايت
پست ها: 84
تاريخ عضويت: 7/06/1388
تشکر ها از دیگران: 161
از شما 285 بار در 87 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
يه سوال اينا كه انقدر نگران مردم شدن چرا يدفعه نمي رن عضو سازمان حقوق بشر بشن ؟؟اينجوري از همه مردم دفاع ميكنن.البته حقم دارن ولي بهتره يكم صبر كنن ببينن چي ميشه بعد بعنوان قاشق نشسته بپرن وسط.اينا فكر نميكنن اگه بمي رن چه بلايي سر قبيلشون مي ياد ؟؟پس بهتر تو كاري كه فعلان بهشون مربوط نمي شه دخالت نكنن 45 فقط خطرو از خودشون دور كنن 4

پيام ويرايش شد sonia - 8 مهر 1388 01:26
------------------------------------------------------------
شيشه پنجره را باران شست از دل من اما چه كسي نقش تو را خواهد شست؟؟ :)
when i'm with you every thing seems better
now i know i see you all to day.....
we were Ment to be to gather i'm in pain when you're away
هي بچه ها يجا تو نظرا خوندم كه دنباله اسمو آهنگه خواننده اي كه تو يورو ويژن اول شد آرش سوم بوده.اسمش Alexander rybakهست.هي اونيكه نميدونم كي بوديو پستتو پيدا نكردم ميتوني از سايته /zero-music.blogfa.com بگيريش فقط يه پي ام به من بده كه پيداش كردي باشه؟؟؟
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 2 نفر تشکر کرده اند
 
*P£R§ian Girl*
7 مهر 1388 21:00
شماره پست: #10
نام كاربري : آلیس کالن
گروه : خون آشام
درجه : خون آشام
گروه: عضو سايت
پست ها: 327
تاريخ عضويت: 18/03/1388
تشکر ها از دیگران: 1032
از شما 1236 بار در 323 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
درود

(سونیا، با قاشق نشستت خیلی حال کردم )

فصل 10
بذار اشکامو پاک کنم... بیچاره جیک چه رنجی می کشه. هیچ وقت فکر نمی کردم که بتونم با او همدردی کنم.

سث و جیک واقعا محشرن.
خدا از دست این سم بی وجدان. نه بابا اینا ضد بشرن. بعد برن حقوق بشری بشن؟ عمرا

بچه ها تا حالا هزار بار بلا رو کشتیم، دو هزار بار هم جیک رو. حالا کی میاد بریم سم و دارو دستشو بکشیم؟

بدرود

------------------------------------------------------------
دنیای این روزای من، هم قد تن پوشم شده
انقدر دورم از تو که، دنیا فراموشم شده
--------------------------------------------------------------
گربه های شب: داستان من و دوستام! تقدیم به دوستان عزیزم که بهترین سال های عمرمو باهاشون بودم! بویژه فروغ love
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 5 نفر تشکر کرده اند
 
mahnam
9 مهر 1388 16:23
شماره پست: #11
گروه : خون آشام
درجه : انسان
گروه: عضو سايت
پست ها: 8
تاريخ عضويت: 31/06/1388
تشکر ها از دیگران: 3
از شما 14 بار در 9 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
فصل 10 اصله غافل گیری بود!فکر نمیکردم گله اینقدر زود دست بکار شه!واقعا هیجان داستان 100 برابر میشه!جیک هم ذره ذره داره ادم میشه ها.گناه داره...
از دست بلا که اینقدر همرو زجر میده!
من یه سوال برام پیش اومده.این بچه اگه vampireهست چرا رشد میکنه؟پس یعنی نیست دیگه!چه عجیب اگر بدنیا بیاد و vampire باشه همیشه قنداقی میمونه lol
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 1 نفر تشکر کرده اند
 
sonia:)
10 مهر 1388 16:27
شماره پست: #12
نام كاربري : sonia
گروه : خون آشام
درجه : انسان
گروه: عضو سايت
پست ها: 84
تاريخ عضويت: 7/06/1388
تشکر ها از دیگران: 161
از شما 285 بار در 87 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
آليس پايتم همه مدله شما فقط مكان قرارو بگو من دوستامم مي يارم lol bully
شرمنده مي خواستيم بريم بيرون ديگه نشد طولاني ترش كنم .راستي مي شه سر راهمون يه سري هم به بلا بزنيم واقعا اين خانواده رو ريخته بهم.ادواردم كه بميرم براش داره شيزوفرني ميگيره الانه كه ديگه گريم بگيرهcrying بابا چه شهامتي دارن اين دوتا واقعا قابل تقدير 23 ولي اين سث خيلي باهاله از شخصيتش خوشم اومد ( بچه) بامعرفته دوستاشو فراموش نميكنه.ولي اين بلاهم همه جارو بهم ريخته اون از خانواده اون اد بيچاره اينم از لاپوشيها عجب حادثه سازيه اين دختر belay fellow

پيام ويرايش شد sonia - 11 مهر 1388 08:46
------------------------------------------------------------
شيشه پنجره را باران شست از دل من اما چه كسي نقش تو را خواهد شست؟؟ :)
when i'm with you every thing seems better
now i know i see you all to day.....
we were Ment to be to gather i'm in pain when you're away
هي بچه ها يجا تو نظرا خوندم كه دنباله اسمو آهنگه خواننده اي كه تو يورو ويژن اول شد آرش سوم بوده.اسمش Alexander rybakهست.هي اونيكه نميدونم كي بوديو پستتو پيدا نكردم ميتوني از سايته /zero-music.blogfa.com بگيريش فقط يه پي ام به من بده كه پيداش كردي باشه؟؟؟
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 3 نفر تشکر کرده اند
 
*P£R§ian Girl*
10 مهر 1388 17:28
شماره پست: #13
نام كاربري : آلیس کالن
گروه : خون آشام
درجه : خون آشام
گروه: عضو سايت
پست ها: 327
تاريخ عضويت: 18/03/1388
تشکر ها از دیگران: 1032
از شما 1236 بار در 323 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
درود

سونیا جان، پست تک خطی ممنوع!!!!!! جان من ویرایش کن الان بابابزرگ میاد در اینجا رو تخته می کنه. recourse
درضمن، بذار با بقیه هماهنگ می کنیم بعد روز و جاشو مشخص می کنیم و یه دفعه می ریزیم رو سر گله و همرو نابود می کنیم am am

فصل 11

من نفهمیدم، فقط چون به بلا یه سری سیم و تجهیزات پزشکی وصل کردن، نتیجه می گیریم حالش بد تر شده؟ 21

ای ول جیک. ای ول سث
بچه ها درس این هفترو یاد گرفتید؟ مقابل حرف زور و اشتباه سر خم نکنید. بلند شید و حرفتونو بزنید.

این ادوارد هم که از دست رفت. دیگه اون ادوارد همیشگی نیست. crying بچه نابود شد. crying
امت هم که دیگه نمی خنده. بلا خدا ازت نگذره که این خانوادرو داغون کردی. 4

بدرود

پيام ويرايش شد آلیس کالن - 11 مهر 1388 01:01
------------------------------------------------------------
دنیای این روزای من، هم قد تن پوشم شده
انقدر دورم از تو که، دنیا فراموشم شده
--------------------------------------------------------------
گربه های شب: داستان من و دوستام! تقدیم به دوستان عزیزم که بهترین سال های عمرمو باهاشون بودم! بویژه فروغ love
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 5 نفر تشکر کرده اند
 
سارا
10 مهر 1388 19:28
شماره پست: #14
نام كاربري : Sara9851
گروه : خون آشام
درجه : انسان
گروه: عضو سايت
پست ها: 29
تاريخ عضويت: 18/03/1388
تشکر ها از دیگران: 66
از شما 103 بار در 59 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
فصل11
هرچی میخواستم بگمو آلیس به بهترین شکلی گفت
هیچ وقت فکر نمیکردم جیک تو روی سم وایسه
بلا از اول پیش بینی کرده بودا
یادتونه میگفت تو باید آلفا باشی؟
ایول جیک ایول جیک
100 بار اینو تکرار کنید
راستی ایول سث
این بچه با اینکه سنش کمه از بقیه خیلی بهتر میفهمه
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 3 نفر تشکر کرده اند
 
KoloO Negar
10 مهر 1388 21:39
شماره پست: #15
نام كاربري : charlotte1379
گروه : خون آشام
درجه : خون آشام
گروه: عضو سايت
پست ها: 340
تاريخ عضويت: 29/03/1388
تشکر ها از دیگران: 997
از شما 948 بار در 365 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
جیک خیلی خوبه حالا شما هی ازش بد بگین...
نظری ندارم جز اینکه محشر بود...
منم هستم بریم سم و دارودستشو بکوبونیم...
بله مامانی همه چیو گفت...موافقم...
خوب بلا فقط تجهیزات نداشت که رنگش هی سفید تر میشد...نفساش کمتر میشد...

------------------------------------------------------------
What I enjoy the very most is when my… enhanced abilities let me save someone who would otherwise have been lost. It’s pleasant knowing that, thanks to what I can do, some people’s lives are better because I exist. Even the sense of smell is a useful diagnostic tool at times.
Carlisle Cullen,New Moon, Chapter 2, p.31
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 1 نفر تشکر کرده اند
 
shiva
11 مهر 1388 00:41
شماره پست: #16
گروه : خون آشام
درجه : انسان
گروه: عضو سايت
پست ها: 11
تاريخ عضويت: 28/06/1388
تشکر ها از دیگران: 24
از شما 23 بار در 10 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
فصل یازده
عالی بود................فقط ادوارد کم داشت crying من فصلایی رو دوس دارم که حالات ادوارد رو میگه love
جیک هم اینجا خیلی بامرام بود fellow و باوفا wink

پيام ويرايش شد shiva - 11 مهر 1388 08:12
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 4 نفر تشکر کرده اند
 
*P£R§ian Girl*
13 مهر 1388 20:49
شماره پست: #17
نام كاربري : آلیس کالن
گروه : خون آشام
درجه : خون آشام
گروه: عضو سايت
پست ها: 327
تاريخ عضويت: 18/03/1388
تشکر ها از دیگران: 1032
از شما 1236 بار در 323 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
درود

خب من یه سواتل دارم که خانم دکترا و آقا دکترای سایت باید جواب بدن.
مگه نه جنین از خون مادر تغذیه می کنه؟ پس این بلا باید دچار مرض کم خونی بشه. نه اینکه اونقدری لاغر و ضعیف بشه که انگار داره از گوشتش تغذیه می کنه.

کم خونی رو هم (البته در رابطه با این جور کم خونی ) می شه با چند کیلو جگر و چند لیتر آب انار و جند بسته قرص آهن درماتن کرد.

الان دقیقا مشکل کجاس؟ این جنین چرا اینجوری تغذیه می کنه؟!

بدرود

------------------------------------------------------------
دنیای این روزای من، هم قد تن پوشم شده
انقدر دورم از تو که، دنیا فراموشم شده
--------------------------------------------------------------
گربه های شب: داستان من و دوستام! تقدیم به دوستان عزیزم که بهترین سال های عمرمو باهاشون بودم! بویژه فروغ love
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 2 نفر تشکر کرده اند
 
Eoin Phoenix
13 مهر 1388 23:29
شماره پست: #18
نام كاربري : the Great Phoenix
گروه : انسان
درجه : انسان
گروه: عضو سايت
پست ها: 136
تاريخ عضويت: 14/07/1388
تشکر ها از دیگران: 635
از شما 1014 بار در 204 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
با سلام .
از اول اول تاپیک شروع می کنم گرچه دیره .
خب این کتاب اون طوری هام بالای هجده سال نبود خیلی از اون طوری که سایت قبل از ترجمه توصیف کرده بود خیلی بهتر بود . من می گم زیر 15 سال نخونن .
آلیس خیلی نامردی هست بری به پدر مادرشون بگی . البته من اینکار رو کردم خیلی حال می ده تا حالا این کار رو کردی ؟ من اندازه مو های سرم اینکار رو کردم (نکته ی مهم : من کچلم! :دی)

فصل اول تا چهارم :

کتاب عالی شروع شد . خیلی خوب و زیبا و طنز دار . با اون تیکه های ماشینش و ترس های بلا از چارلی و اون تیکه که چارلی حدس زد بلا حامله هست بعد دستش به سمت اسلحه اش رفت خیلی حال کردم . یه عالمه خندیدم .
بعدش هم قشنگ بود با امت خیلی حال می کردم واقعا با حال بود . شخصا از سث ممنونم به عروسی اومد . از اون موقع از سث خوشم اومد . جیکوب خوب کاری کرد اومد ولی نباید تو کار های خیلی خصوصی دخالت می کرد . از رفتار بلا در عروسی خوشم نیومد .

فصول پنجم تا هفتم :

بلا زیادی جوگیر شده بود درست نبود باید یه خرده به ادوارد احترام می ذاشت . از توصیفات بلا از لباس هایی که آلیس گذاشته بود خیلی خوشم اومد مخصوصا اون یه تیکه که گفت با اینکه تو تن کسی نیست باز خجالت می کشم نگاهش کنم ، خیلی حال کردم .
اون زن خرافاتیه (!) خیلی زیادی سر می زد . مگه کار و زندگی نداشت هر روز اون همه راه رو با قایق می اومد سر می زد . بعد خانم مه یر یه ذره تو توصیف زبون اونها بد کار کرد چون اولش فکر کردم دارن پرتغالی صحبت می کنند (چون ادوارد تو ماشین با راننده پرتغالی حرف می زد) بعد یهو آخرش گفت من یه ذره اسپانیایی می فهمم ، دیگه کلی گیج شدم .
بلا حقش بود حامله شد . تقصیر خودش بود زیاده روی کرد . اما بهش حق می دم دلیلش مهم نیست . از اینکه بلا رفت از رزالی کمک خواست خیلی خوشحال شدم . راه درست رو انتخاب کرد .

فصل هشتم تا یازدهم :

اولش خیلی ناراحت شدم کتاب شد از ذهن جیکوب چون آخر کتاب کسوف که از ذهن جیک بود مزخرف بود . ولی یه خرده جلوتر که رفتیم خیلی خوشم اومد واقعا دم خانم مه یر گرم ! راجع به افکار گله خیلی حال کردم واقعا به قول ادوارد فیلم سینماییه !
وقتی جیک پیش ادوارد رسید و مکالمش با ادوارد شروع شد ، نوع نوشتن عالی شد من با اون تیکه هایی که وقتی جیک فکر می کرد ادوارد جواب فکرشو می داد خیلی حال می کردم . خب ، ادوارد واقعا بی غیرت عمل کرد من یکی با ایده ی معصوم مشترک حال نکردم . بد بود .
اما گله گرگ ها . ضعف خانم مه یر رو من توی اینجا حس می کنم البته نه ضعف بلکه یه خرده خوب ننوشتن . اول گله می گفت : نه اگه بلا می خواست خون آشام شه اشکالی نداشت این تو معاهده نبود ، نمی خواد حمله کنیم .
بعدش فهمیدن بلا حامله هست گفتند : باید حمله کنیم همشون رو بکشیم .
این اصلا درست نبود چون اگه قرار حمله باشه اولش حق حمله داشتند چون تو معاهده ذکر شده بود گاز گرفتن و اختیار داشتن یا نداشتنش ذکر نشده بود . اما تو معاهده از حاملگی و مشکلاتش چیزی نگفته بودند پس سام و گروهش واقعا احمقانه بود بدون دلیل رسمی بخوان به گروهی که کم کم داشتن با هم دوست می شدن حمله کنن . این جاشو دوست نداشتم .
در این قسمت ها هر لحظه که می گذشت بیشتر به سث علاقه مند می شدم . البته طبیعی هست که خانم مه یر شخصیتی رو که اسم پسرش رو روش گذاشته عزیز کنه .
از موج آلفای جیکوب خوشم اومد خیلی عالی بود . اوج اعتماد به نفس بود ماشالله . کار خوبی کرد رفت اطلاع داد و باز درود بر سث که همراهی کرد .

تشکر از گروه ترجمه :

گروه ترجمه دستتون درد نکنه عالی ترجمه کردید . خیلی خوب و روان ، حرف نداشت . فقط یک مشکل بود اونم تو یه قسمت پاورقی ای که شما حکم شرعی آوردید . اولا ممنون که حکم شرعیش رو گفتید (البته به درد من که نخورد - نبایدم بخوره !) به نظرم بهتر بود که چون آیت الله لنکرانی رحمت خدا رفتند از یک مرجع زنده می گفتید .
بعدش تایپیستتون خیلی تو space زدن وسواس داره . وسواس خوب نیست سعی کنه خودشو درست کنه !
و در آخر خیلی ازتون ممنونم منتظر ادامه فصل هاتون هستم .

جواب آخرین سوال آلیس :

آلیس جان در این کتاب نحوه ی شکار رو خوب مشخص نکردن مثلا تو کتاب حماسه دارن شان می گفت که خون رو از ته می کشیدن و یا پمپاژ می کردن ولی اینجا نگفته که دقیقا چه طور می خوردن . چند جا از تیکه تیکه کردن گفته پس اگه اینجوری باشه پس یه جوری هم گوشت طرف رو می خوردن دیگه . شاید اون چیزه گوشت بلا رو می خورده و این دلیل اینقدر لاغر شدن بلا باشه .

من کلا منتقد نیستم نظر هم بلد نیستم بدم (پس غلط می کنم که حرف بزنم !) ولی خوب یه چی گفتم که بگم منم هستم ! به قول یکی از دوستان منتقدم نقد رو باید آخر داستان کرد . در کل از این تاپیک خوشم اومد . با ایده ی حمله به گله موافق نیستم باید صبر کنیم چون یادمه تو یه جا از خبرهای سایت خونده بودم بعد از کتاب چهار از گله بیشتر خوشتون میاد . خب ، ببخشید نظرم طولانی شد . بای .

------------------------------------------------------------
WOLVES IN THE CITY
when the wolves find their way...



Download Chapter 1,2,3,4 (1,834 KB)
Download Chapter 5 (922 KB)


view Topic
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 6 نفر تشکر کرده اند
 
سارا
14 مهر 1388 17:24
شماره پست: #19
نام كاربري : Sara9851
گروه : خون آشام
درجه : انسان
گروه: عضو سايت
پست ها: 29
تاريخ عضويت: 18/03/1388
تشکر ها از دیگران: 66
از شما 103 بار در 59 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
فصل12
به به
کم کم داره از جیک خوشم میاد
کی بود میگفت این بچه عقل نداره؟
(یکیش خودم)
داره جون بلا رو نجات میده
ولی دلم براش سوخت
خیلی از لیا خوشش میومد حالا اومده جزو گلش شده!
راستی یه چیزی این بلا که بون خونو احساس میکرد حالش به هم میخورد چجوری میخواد خون بخوره!!؟
در جواب علی باید بگم اگه من شرایط لیا رو داشتم و مجبور بودم هر روز کسی رو که هنوز دوس دارم ببینم دقیقا همون کارو میکردم
تا جای ممکن ازش دور میشدم
هرچند شاید یه کلکی تو کارش باشه!

پيام ويرايش شد Sara9851 - 16 مهر 1388 03:55
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 4 نفر تشکر کرده اند
 
Blue_ss_Ali
15 مهر 1388 01:22
شماره پست: #20
گروه : انسان
درجه : انسان
گروه: ناظر انجمن
پست ها: 189
تاريخ عضويت: 19/05/1388
تشکر ها از دیگران: 929
از شما 1487 بار در 348 پست تشکر شده است
اخطارها:
0 / 5
خوب میدونید به نظر من مایر برای آوردن لیا پیش جیک دلیل تراشی میکنه ولی اگه شما خانوما جای لیا بودین چیکار میکردین؟من از این کارش خوشم نمیاد
تازه با اینکه هنوز چند فصل مونده تا بلا زایمان کنه ولی برای توصیف ادوارد جمله و کلمه کم آورده در واقع اینجا روند کتاب کند شده
کدوم یکی از شما حاضره انقدر راحت خون بخوره؟اینجاش هم غیر واقعی بود!

------------------------------------------------------------
[
رفتن به بالاي صفحه 
از این پست مفید 5 نفر تشکر کرده اند
 
  « · كتاب سپيده دم · »

افراد آنلاين

1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست. (ميهمان: 1)
کاربران: 0