نقد و بررسی و ايرادات ترجمه سپيده دم, نقد و بررسی و ايرادات ترجمه سپيده دم |
تنظيمات
|
| Jasper Whitlock Hale - cullen |
شماره پست: #1
|
||||||||||
|
كاربران محترم سايت ، ميتوانيد در اين تاپيك انتقادات ، نظر ها ، پیشنهادها ، غلط های املایی ، جا افتادن کلمات و... را در اينجا گزارش دهيد تا پیگیری های لازم جهت ادامه ی کار ، ترجمه ی كتاب سپيده دم انجام شود .
تكات مهم در مورد تاپيك : 1.دوستان سعي كنند اگر انتقادي هست رو اينجا بنويسند و از دادن تشكرات نسبت ترجمه كتاب خودداري كنند . 2.از جواب دادن سئوال هايي كه به شكل تخصصي از مترجمين پرسيده ميشود خودداري كنيد . 3.اگر غلط املائي و جا افتادگي در متن ترجمه ديديد با ذكر صفحه و پاراگراف مورد نظر ابلاغ نماييد تا در برطرف كردن مشكل توسط مديران اشكالي يه وجود نيايد و در نسخه نهايي كتاب تصحيح شود . پیشاپیش از همکاری شما نسبت به ترجمه كتاب محبوب خود سپاس گذارم . |
||||||||||
|
|
|
||||||||||
| از این پست مفید 20 نفر تشکر کرده اند |
| KoloO Negar |
شماره پست: #2
|
||||||||||
|
ممنون بابت زدن تاپیک.
خب من یه سری غلط املایی می ذارم...گشتم اون وسط مسطا بود پیدا نکردم چشمم به این خورد گفتم به عنوان مثال بذارم: چیزي که توي مشتم گرفته بود م می بینین از اینایی که یه حرف رو اشتباهی بینش فاصله گذاشتین زیاده. غلط املایی هم من 2-3 جا دیدم خیلی کمه ولی هست...دوباری پیدا کردم می ذارم. بعضی جمله ها هم اصلا معنی نمیدن...شاید زیاد باشه آخه خیلی وقته دیگه کتاب رو دانلود نمی کنم اینا رو تفننی... پيام ويرايش شد charlotte1379 - 7 آبان 1388 00:53 ------------------------------------------------------------ What I enjoy the very most is when my… enhanced abilities let me save someone who would otherwise have been lost. It’s pleasant knowing that, thanks to what I can do, some people’s lives are better because I exist. Even the sense of smell is a useful diagnostic tool at times. Carlisle Cullen,New Moon, Chapter 2, p.31 |
||||||||||
|
|
|
||||||||||
| از این پست مفید 1 نفر تشکر کرده اند |
| Nima |
شماره پست: #3
|
||||||||||
|
خب ببخشید من در مورد فصل 17 فقط یه غلط املایی پیدا کردم.ببخشید قصد جسارت ندارم ولی فقط میخواستم به بهتر شدن ترجمه ی نهایی کتاب کمک کنم
توی صفحه ی 6 خط 11 و صفحه ی 8 خط 2 فکر میکنم منظورتون از موذب این باشه:معذب.شایدم من اشتباه میکنم .مرسی از زحمات بی پایان و ترجمه ی خوبتون پيام ويرايش شد Rob - 8 آبان 1388 23:58 |
||||||||||
|
|
|
||||||||||
| از این پست مفید 1 نفر تشکر کرده اند |
| Jasper Whitlock Hale - cullen |
شماره پست: #4
|
||||||||||
|
Nima
اين تاپيك دقيقا براي يه همچين مسائلي شكل گرفته ، تا با برطرف كردن اين مشكلات و غلتهاي كوچيك در نسخه نهائي بتونيم يك ترجمه بي نقص رو ارائه بديم . از دوستان ديگه هم خواهش ميشه كه اگر مشكلي ديدند بدون خجالت عنوان كنند . |
||||||||||
|
|
|
||||||||||
| از این پست مفید 2 نفر تشکر کرده اند |
| Eoin Phoenix |
شماره پست: #5
|
||||||||||
|
درود
فصل 17 سلام بر مترجمين عزيز خسته نباشيد . من تا قبل اين فصل اگه نكته اي بود توي تاپيك نقد و بررسي كتاب سپيده دم گفتم . حالا اگه نیاز بود از اونجا کپی می کنم و در داخل اینجا قرار می دم . خب ، «نمی دونم منظورت چیه» کنار کاناپه رفتم و نزدیک صورتش نشستم . ادوارد روی زمین بود . نگاه سرزنش آمیزی به من کرد و گفت :«من خیلی متاس.. » این عبارت دارای ابهام و به اصطلاح کژتابی است چون مرجع ضمیر \\\"کرد\\\" و \\\"گفت\\\" در خط دوم معلوم نیست بلا هست و یا ادوارد . لطفا تلاش کنید که جملاتتون داری ابهام نباشه . در ضمن اگه از متاسـ ... استفاده کنید بهتره تا از متاس ... (جسارتا شیفت با ت خط اضافه هست ) ضمنا شما ابتدای داستان از رزالی استفاده می کردید ، حالا از روزالی ، این دو گانگی خوب نیست . (راجع به سم و سام هم همینطور) و همچنین در استفاده از علائم نگارشی دقت کنید . ممنون بدرود پيام ويرايش شد the Great Phoenix - 9 آبان 1388 23:47 ------------------------------------------------------------ WOLVES IN THE CITY
when the wolves find their way... ![]() Download Chapter 1,2,3,4 (1,834 KB) Download Chapter 5 (922 KB) view Topic |
||||||||||
|
|
|
||||||||||
| از این پست مفید 3 نفر تشکر کرده اند |
| Jasper Whitlock Hale - cullen |
شماره پست: #6
|
||||||||||
|
the Great Phoenix
مرسي ار دقتتون در كتاب . در مورد كژتابي خوده مترجم توصيح بده بهتره ! در مورد متاس هم حق با شماست و اصلاحش كردم . اما درمورد اسم كاركترهاي كتاب : يكي از مسائلي كه در هر رماني مترجم رو اذيت ميكنه همين نام كاركتر هاي اون داستان كه در برگردان فارسي يكم دچار مشكل ميشند (دركتابهاي هري پاتر كه منتشر شده خيلي راحت ديده شد كه هرمايني رو در طول 7 كتاب و 12 جلد هرميون ترجمه كردند ) كه البته اين قضيه فكر ميكنم با گوش كردن آئوديو بوك از بين بره . ونكته ديگه ما با 4 مترجم كار ميكنيم كه هر كدوم به شيوه خودشون كار ميكنند ، و به كار و ترجمه اشون اعتقاد دارند ، ولي من از طرف احسان ازشون اختيار گرفتم در مورد اسامي شخصيتها كه به شيوه خودم نام گذاري بكنم . نگاه كنيد بر فرض مثال وقتي نوشيار ترجمه ميده ، paul رو پاول و sam رو سام ترجمه ميكنه ، كسري ترجمه ميده : paul رو پل و sam رو سم ترجمه ميكنه . بر اين اساس بخاطر اينكه كتاب دچاره دوگانگي نشه (نكته اي كه شما گفتين) ، در لحظه آخر (سه شنبه يا جمعه) فصل مياد و من بعد از قرار دادن در فورم كتاب و درست كردن فونت و... يك دور كامل كتاب رو ميخونم و اين اسامي رو به حالت عادي برميگردونم ، ولي انقدر از داخل سايت روي آدم فشار ميارن من همش ميخام سريعتر تموم كنم و براي دانلود بگذارم . در مجموع اين قضيه مقصرش بنده هستم و مترجمين تقصيري ندارند . |
||||||||||
|
|
|
||||||||||
| از این پست مفید 4 نفر تشکر کرده اند |
| شیوا محمدی |
شماره پست: #7
|
||||||||||
|
بابت دوگانگی و ایهام \"کرد\" و \"گفت\" در فصل هفده معذرت میخوام
به علت عجله اینطور شده امیدوارم در فصلهای بعدی تکرار نشه پيام ويرايش شد brooke_davis - 11 آبان 1388 05:11 ------------------------------------------------------------ My heart hasn’t beat in almost ninety years, but this was different. It was like my heart was gone—like I was hollow. Like I’d left everything that was inside me here with you Edward Cullen, New Moon, Chapter 23 -
|
||||||||||
|
|
|
||||||||||
| از این پست مفید 1 نفر تشکر کرده اند |
| robert pattinson |
شماره پست: #8
|
||||||||||
|
فصل هجدهم صفحه ی 10
بند هفتم کلمه/ شای د/ باید بشه /شاید/ |
||||||||||
|
|
|
||||||||||
| از این پست مفید 1 نفر تشکر کرده اند |
| فیبس |
شماره پست: #9
|
||||||||||
|
فصل ده:
ادامه داد « ؟ جیکوب ، میدونستی که جمله “من که گفتم” یه بردار دوقلو داره » : صحبتم رو قطع کرد و گفت « . اسمش “خفه شو و بهم گوش بده” هست » تو ترجمه ی ترکی بعدش بلا میگه این شوخی مال من نبود از سیمپسونز گرفتم جیک هم میگه اون قسمتشو ندیدم و ... که شما حذفش کردین. البته مهم نیست روی هم رفته ترجمه تون محشره فقط خواستم یاداوری کرده باشم. باز هم ممنون. ------------------------------------------------------------ میان چهار دیواری که اتاق مرا تشکیل می دهد و حصاری که دور زندگی و افکار من کشیده شده ، زندگی من مثل شمع خرده خرده آب می شود- نه اشتباه می کنم – مثل یک کنده هیزم تر است که در گوشه دیگدان افتاده و به آتش هیزم های دیگر برشته و زغال شده ولی نه سوخته است و نه تر و تازه مانده فقط از دود و دم دیگران خفه شده . --------------------------------------------------------- İsterdim Yeniden doğmak ya da hepten yokolmak İsterdim Daha iyi olmak Bir melek gibi kanat açıp dağlara uçmak Birileri buna izin vermedi Buralarda yaşamak izne tabi --------------------------------------------------------- |
||||||||||
|
|
|
||||||||||
| از این پست مفید 1 نفر تشکر کرده اند |
| Blue_ss_Ali |
شماره پست: #10
|
|||||||||
|
فصل 19
صفحه 5 : خط1: نمیفهمیدم ---> نمی فهمیدم! خط 6:میکردم--->می کردم! خط 16: I’d seen the other, faster hands, but my body had continued to reach, to stretch....... *دستهاي سریع از خودم را دیدم* (خوب برای شما دوستان واضحه که چی میگم دیگه!) صفحه 6: خط 11:درحالی که بچه من رو به مرگ بود؟! while our baby was dying?! صفحه 7: بعد از خط اول این جمله جا افتاده! Not the pale and perfect son of my imagination? I felt a moment of shock. And then a flood of warmth. ---------------------------------------------------------------------------- سلام بازم من! روز اول که این تاپیک رودیدم ،از بوجود آمدنش خرسند شدم! کار قشنگی بود!واقعا از اینکه بهترین کار بخواد ارائه بشه و شما به بهترین فکر میکنید خوشحال شدم! باید بگم کار ترجمه کار سخت و وقت گیریه!کسی که ترجمه میکنه باید هم به زبان خودش مسلط باشه هم به زبانی که ترجمش میکنه! وهم از نظر دستور زبانی فرد قابلی باشه! ترجمه های خوب و مترجم های خوب! این آرزوی هر ناشریه! ولی اینجا نه ناشری هست،نه پولی ،نه..... کسایی که این کار میکنن از روی علاقست و واقعا بی منت زحمت میکشند! همین جا از همشون تشکر میکنم! ولی این حرفا رو زدم که بگم من از اینکه تو این تاپیک بیام پست بزنم کمی مردد بودم! مردد از اینکه بیام ایراد بگیرم از چی؟از کی؟ 4 تا غلط تایپی و غلط املایی؟یا به طور دقیق غلط ویراستاری؟ امروز خواستم این کار و شروع کنم نه صرفا برای اینکه زحمت شما عزیزان زیر سوال بره فقط برای اینکه دو تا کلمه امید دهنده تو پست اول خوندم!کلمه هایی که باعث میشه بیام و این کار رو بکنم: ....... نسخه نهايي كتاب......همکاری.......کتاب محبوب خود......... البته به طور کامل باید بگم که من به زبان انگلیسی علاقه ی زیادی دارم و از هر فرصتی برای یاد گیری استفاده میکنم(این دلیل شخصیه منه) مترجمان عزیز باید برای مورد بررسی قرار دادن ترجمتون ازتون اجازه بگیرم.پس با اجازتون! با تشکر از شما و با آرزوی موفقیت روزافزون علی پيام ويرايش شد Blue_ss_Ali - 25 آبان 1388 23:43 ------------------------------------------------------------ [ |
|||||||||
|
|
|
|||||||||
| از این پست مفید 2 نفر تشکر کرده اند |
| Eoin Phoenix |
شماره پست: #11
|
||||||||||
|
سلام
فصل بیستتون بی نهایت بد شده بود . نصفی از جذابیت داستان به دلیل تفاوت نگذاشتن بین سخنان راوی و شخصیت ها از بین رفته بود . خواهشا از این چیز ها جلو گیری کنید . پيام ويرايش شد the Great Phoenix - 24 آبان 1388 03:30 ------------------------------------------------------------ WOLVES IN THE CITY
when the wolves find their way... ![]() Download Chapter 1,2,3,4 (1,834 KB) Download Chapter 5 (922 KB) view Topic |
||||||||||
|
|
|
||||||||||
| از این پست مفید 1 نفر تشکر کرده اند |
| Shadi.M |
شماره پست: #12
|
|||||||||
|
تقریبا تو آخرای فصل 20 (تازه ) ادوارد به بلا تو انگلیسیش میگه:
U have never been merely pretty که ترجمش میشه:(بلا تو هیچ وقت خالی از زیبایی نبودی) در صورتی که شما معنی کردید:(بلا تو هیچ وقت خوشگل نبودی) اصلا ادوارد جرات داره چنین چیزی به بلا بگه؟ : ترجمتون مثل همیشه عالی و خوب بود ولی فقط همین یک اشکال رو داشت. دیگه ببخشید ------------------------------------------------------------ هر انگاه که به عدم رسیدی دیوانه وار دوست بدار چرا که فردای بی عشق بی رحم تر است. |
|||||||||
|
|
|
|||||||||
| از این پست مفید 0 نفر تشکر کرده اند |
برای تشکر از این پست بروی تشکر کلیک کنید. |
| Angel of Hell |
شماره پست: #13
|
||||||||
|
سلام به تمام دوستان خوب مترجمم:
کارتون واقعا" عالی است و سرعت عمل بالایی دارید و واقعا" این در ترجمه خودش یه امتیاز بزرگ حساب می شود اصلا" قصد توهین به شما را ندارم و از حرف های من برای شما سوءتفاهمی به وجود نیاید. وقتی که مترجم کاری رو که با سرعت غیر معمولی انجام می دهد این اشتباهات بدیهی هستند و اصلا" جزء خصوصیات مترجم به حساب نمی آیند. این مشکلات مختص این فصل های اخیر که مربوط به کتاب " سپیده دم" می شوند نیست...بلکه مر بوط به کتب قبلی که توسط این سایت تر جمه شده اند نیز هست. مشخص است که فصل ها به دلیل کمبود وقت باز بینی نمی شوند. پیشنهاد می کنم بعد از اتمام هر کتابی که در این سایت گذاشته می شود و توسط دوستان خوانده می شود، گروهی از کسانی که تجربه و دانش ترجمه کردن را دارند و مایل هستند، در این سایت به عنوان "ویراستار" تشکیل دهند و فصول تر جمه شده را مورد بازبینی قرار داده و مجددا" آن ها را به جای فصول قبلی در سایت قرار دهند تا خوانندگان جدید گرفتار سر در گمی خوانندگان کنونی نشوند. اگر چنین گروهی تشکیل شد من اعلام آمادگی می کنم. از زحمات بی دریغ شما برای تر جمه کتاب و گذاشتن آن در سایت صمیمانه تشکر می کنم. پيام ويرايش شد Angel of Hell - 24 آبان 1388 18:07 |
||||||||
|
|
|
||||||||
| از این پست مفید 2 نفر تشکر کرده اند |
| Blue_ss_Ali |
شماره پست: #14
|
|||||||||
|
سلام
ببخشید بعضیاش ملانصرالدینی شده! چون نتونستم تشخیص بدم جا افتادگیه یا نظر مترجم! ممنون فعلا ادامه ی فصل 19 تا آخر صفحه 7 Something small and struggling, dripping with blood خط 5 بعد از .......دستانش قرمزتز بود........... to my weak arms.... خط 6 صفحه 8 I kept pushing against the black, though, almost a reflex خط 16 بعد از جمله 1 It had been enough up to this point. It would have to be enough today. I would endure this until help came. بعد از خط 23 As the time ground on and on and the darkness gained by tiny eighths and sixteenths of my inches خط26 صفحه9 Like phantom limbs خط6 Against the odds, I had been strong....... خط 9 I would be able to fight the darkness as long as I needed to خط10 I felt the pulse behind the fire raging now in my chest and realized that I’d found my heart again, just in time to wish I never had. To wish that I’d embraced the blackness..... خط 21 ابتدای جمله The baby, kicking my ribs apart, breaking her way through me piece by piece. That was nothing. That was floating in a pool of cool water. I’d take it a thousand times. Take it and be grateful. خط بعد از پاراگراف آخر صفحه10 I hadn’t guessed that the morphine would have this effect—that it would pin me down and gag me. Hold me paralyzed while I burned. I knew all the stories. I knew that Carlisle had kept quiet enough to avoid discovery while he burned. I knew that, according to Rosalie, it did no good to scream. And I’d hoped that maybe I could be like Carlisle. That I would believe Rosalie’s words and keep my mouth shut. Because I knew that every scream that escaped my lips would torment Edward. Now it seemed like a hideous joke that I was getting my wish fulfilled. بعد از خط 16 Some broken connection had been healed—knitted together by the scorching fingers of the flame خط یکی مونده به آخر صفحه 12 خط 2 تا مونده به آخر “We don’t know that. She had so much morphine in her system. We don’t know the effect that will have on her experience.” Faint pressure inside the crease of my elbow. صفحه14 بعد از خط 1 “Right. Bella’s almost too easy to see now.” پيام ويرايش شد Blue_ss_Ali - 25 آبان 1388 23:24 ------------------------------------------------------------ [ |
|||||||||
|
|
|
|||||||||
| از این پست مفید 1 نفر تشکر کرده اند |
| Blue_ss_Ali |
شماره پست: #15
|
|||||||||
|
فصل 20
Maybe that would protect .Edward from the truth. I’d have to find a way to tip off Carlisle, though. Someday. If he ever needed to create another vampire. That possibility seemed very unlikely, which made me feel better about lying. “I want you to think—to tell me everything you remember,” Carlisle pressed excitedly, and I couldn’t help the grimace that flashed across my face صفحه 10 خط 13 بعد از جمله اول فصل 21 The fifty yard width was slightly too easy a distance. . . . صفحه 6 بعد از خط 18 .....خنده نه از سرعتم کاست و نه تمرکزم را برهم زد...... صفحه 7 خط 10 صفحه 7 خظ 18 وجد-------> وجود It was hard not to become sidetracked with everything fresh in my strong new eyes. صفحه 8 خط 6 بعد از پایان جمله اول صفحه 11 3 تا خط مونده به آخر! عزر ---->عذر صفحه 15 خط 8 ازرائیل ------->عزرائیل My lips no .longer shaped themselves around his; they held their own صفحه 16 خط آخر ------------------------------------------------------------ [ |
|||||||||
|
|
|
|||||||||
| از این پست مفید 2 نفر تشکر کرده اند |
| SHEIDA |
شماره پست: #16
|
||||||||||
|
چند تا اشکال کوچولو توی فصل 23 دیدم:
صفحه ی سوم خط هشتم: سثْ این را جمیه را همزمان با ادوارد گفت....>جمیه=جمله صفحه ی چهارم خط اول: ولی وجود اینکه می دانستم جبکوب بیرون....>جبکوب=جیکوب صفحه ی چهارم خط شانزدهم: سثْ بعد از یک ثانیه سکوت زحر آور گفت...>زحر=زجر صفحه ی پنجم خط شانزدهم: سر اینکه نوبت چه کسی است تا غذاي رِنزمه را بدهذ....بدهذ=بدهد صفحه ی ششم خط پنجم: سثْ این را به من گقت...گقت=گفت صفحه ی ششم خط هفتم: قسمت آرامش بخش این حقیقت متمرکزکنم....>فکر میکنم بهتر بود میگفتید تمرکز کنم صفحه ی ششم خط نهم: حتی سم هم نمی توانست به خاطر تقییر شکل من...>تقییر=تغییر صفحه ی ششم خط دوازدهم: به اتقاق جالب دیگري که اتفاق افتاده بود....اتقاق=اتفاق اتفاق دوم هم فکر میکنم بهتره که از نظر نگارشی توی جمله دوبار تکرار نشه. صفحه ی هفتم خط نوزدهم: چاسپر زمزمه کرد....>جاسپر صفحه ی هفتم خط بیست و یکم: او تنها کسی بود که با صداي محکم به من حواب داد ....>حواب=جواب صفحه ی هشتم خط سوم: حتی به عنوان یم هیولا...>یم=یک صفحه ی هشتم خط نوزدهم: باعث خوشخالی ام شود....خوشخالی=خوشحالی صفحه ی هشتم خط بیست و چهارم: نشست و به با صورتی که انگار منتظر چیزي....>فکر میکنم یا \"به\" یا \"با\" یکیشون اضافی هستند. صفحه ی دهم خط نهم: انگار حیکوب حرفهاي...>حیکوب=جیکوب صفحه ی دهم خط دهم: رِنزمه نیز به نظر خشمگیم می آمد...>خشمگیم=خشمگین شروع به پیج و تاب خوردن....>پیج=پیچ صفحه ی یازدهم خط بیستم: زرالی به آرامی تک تک...>زرالی=رزالی صفحه ی یازدهم خط بیست و سوم: ادوراد درگوشم نظر داد....>ادوراد=ادوارد صفحه ی سیزدهم خط چهاردهم: تو باعث به وجود آمددن سوالات ریشه دار....>آمددن=آمدن صفحه ی سیزدهم خط هفدهم: رِنزمه این تقییر را....>تقییر=تغییر او یک لحظه ي قبل را با یاد آورد....>با=به صفحه ی سیزدهم خط هجدهم: ادوراد گفت....>ادوراد=ادوارد صفحه ی چهارده خط چهاردهم: از هنگام فنا ناپدیریم.....>فنا ناپدیریم=فنا نا پذیریم صفحه ی چهارده خط شانزدهم: ادوراد از....>ادوراد=ادوارد صفحه ی پانزدهم خط بیستم: آنقدر فوقالعاده بود...>فوقالعاده=فوق العاده صفحه ی شانزدهم خط ششم: چقدرر صورتم....>چقدرر=چقدر صفحه ی شانزدهم خط یازدهم: شب تاریک و عمیقس بود....>عمیقس=عمیق صفحه ی شانزدهم خط بیست و یکم: آلیس زودتر از بقیه وارخانه شد....>وار=وارد |
||||||||||
|
|
|
||||||||||
| از این پست مفید 2 نفر تشکر کرده اند |
| Eoin Phoenix |
شماره پست: #17
|
||||||||||
|
چی بگم ؟!
1- در صفحه ی 4 و خط 20 از فصل 23 نوشتید : زحر آور ، که درست نیست ، زجر آور بهتره ! 2- در صفحه 5 و خط 16 : بدهد ، نه بذهد ! 3- صفحه 6 ، خط 5 ، گفت ، نه گقت ! 4- همان صفحه ، خط 9 ، تغییر ، نه تقییر ! 5- صفحه 7 ، خط 11 ، اجازه ی دیدنم را بدهیم . و بگذاریم .... نقطه لازم نبود . 6- همان ، 3 خط مانده به آخر ، حواب نه ، جواب ! 7- صفحه 8 ، خط 3 ، یم نه ، یک ! 8- همان ، خط 19 ، خوشحال ، نه خوشخال ! 9- همان خط 20، دوبار از باشد استفاده شده و این باعث زشت شدن جمله شد . می توانید یکی را به قرینه لفظی پاک کنید . 10- همان ، 3 خط مانده به آخر ، یه \"به\" اضافی بود . 11- صفحه 9 ، خط 11 ، پوستش سرخ بود ..... بر اساس متن انگلیسی : Her skin glowed… پوستش می درخشید ، نه سرخ بود . 12- همان ، خط 14 ، ... آورده بودمش .... \"ش\" در اینجا نیازی نیست ، چون کودکی در قبلش وجود داره . 13- صفحه 10 ، خط 4 ، برای هماهنگی از » به جای \" استفاده کنید . 14- همان ، خط 6 ، اگر بگید یک سی و دوم اینچ بهتره چون : By a thirty-second of an inch سی و دوم از یک اینچ که به فارسی ، یک سی و دوم هر اینچ می شود و 15- همان ، خط 10 ، همان اشکال شماره ی 5 16- همان ، 5 خط مانده به آخر ، بر اساس متن انگلیسی ، بهتره که فاعل ، رنزمه رو حذف نکنیم : یعنی : به علاوه ، رنزمه بوی خوبی می داد که درونش اثری از بوی غذا نبود . روان تر هم می تونین . اینهاش : Besides, Renesmee smelled good in a very non-food way. 17- صفحه 11 ، خط 11 ، باز هم اشکال 5 ، ببخشید این مترجمتون علاقه ای به \"نقطه\" داره ؟! خط بعد هم بعد از داشت یه نقطه اضافی هست . 18- همان ، خط 22 ، پیشنهاد می دم بگید : کش بدهد . قشنگ تر می شه . 19- صفحه 12 ، خط 7 ، بازوان جاسپر ، نه بازوانم جاسپر ! 20- همان ، همان خط ، نگاه کنید : Part of my head noted that this wasn’t particularly uncomfortable, let alone painful, as it would have been to a human این تقریبا یه چی مثل این میشه : قسمتی از سرم یاد آورد که این (فشار جاسپر) ، آن طور که برای انسان ها ناراحتی خاص و یا درد آور بود ، برای من نبود . ولی چیزی که ترجمه شده به این هیچ شباهتی نداشت . 21- صفحه 13 ، خط 10 ، نگاه کنید : “He’s wondering if the newborn madness is really as difficult as we’ve always thought, or if, with the right focus and attitude, anyone could do as well as Bella. Even now—perhaps he only has such difficulty because he believes it’s natural and unavoidable. Maybe if he expected more of himself, he would rise to those expectations. You’re making him question a lot of deep-rooted assumptions, Bella.” این جملات واقعا سخت ترجمه می شن ولی اگر بخواهیم با معنی ترجمه کنیم ، اینطوری بدک نیست : او دارد فکر می کند که دیوانگی تازه متولد شده ها ، واقعا به همان سختی است که ما همیشه فکرش را می کردیم ، یا هرکس با تمرکز و حالت صحیح می تواند آن را خنثی کند . الان دو حالت وجود دارد . شاید او ... فکر می کنم Even اینجا جفت و در واقع دو معنی میشه . چون اونی که مترجم شما ترجمه کرده هیچ معنی نمی ده . 22- همان ، خط 17 ، اشکال 4 . 23- همان ، همان ، به یاد آورد نه با یاد آورد ! 24- همان سه خط مانده به آخر : و بعد فهمیدم که اگر قدرت غیر طبیعی من بیشتر از قدرت کنترل کردن خودم به طرز غیر معمول نباشد ، به چه معنی خواهد بود . این طوری بهتره . البته بهتر هم میشه ، ظاهرا مترجمتون به ادبیات انگلیسی و یا فارسی زیاد وارد نیستند . 25- صفحه 14 ، خط 14 ، باز هم اشکال 5 !!! 26- همان ، همان ، نگاه کنید : I was chicken enough to wait for a year while my eyes cooled می تونید رو این کار کنید : من به اندازه ای جوجه (یا کم سن و سال) بودم که بتوانم برای سرد شدن چشمانم ، یک سال صبر کنم . اونی که شما آوردید یه ذره نچسبه . 26- همان ، همان ، نگاه کنید : And here I’d thought I would be so fearless when I was indestructible. و اینجا من فکر کردم که وقتی فنا ناپذیرم ، چقدر می توانم با شهامت باشم . این طوری بهتر نیست ؟ 27- همان ، خط 18 ، اینطوری بگید قشنگ تره : ... همیشه توانایی انجام کارش رو داشته ، گرچه او این را هدیه تلقی نکرده . 28- همان ، خط 22 ، \"به\" اضافیه . 29- همان ، آخر صفحه ، نصفش رو خوردین ؟! این میشه : When she included Maggie, for instance. Liam was very territorial, but Siobhan wanted it to work out, and so it did.” برای مثال وقتی که او مگی را وارد گروه کرد ؛ لیام همش کارهای داخل خانه رو انجام می داد ، ولی وقتی شیوان از او خواست که خارج کار کند ، او قبول کرد . البته بهتر هم می تویند ترجمه کنید . 30- صفحه 15 ، پارگراف 3 ، با توجه به این : They must sit out of habit. Humans would notice someone standing for hours without ever shifting her weight to a different foot. Even now, I saw Rosalie brush her fingers against her hair and Carlisle cross his legs. Little motions to keep from being too still, too much a vampire. I would have to pay attention to what they did and start practicing. باید اینجوری نوشت : آنها باید برخلاف عادتشان می نشستند ، انسان ها ... {اینایی که برای بقیش نوشتید درسته} . حتی حالا ، رزالی را دیدم که .... برد و کارلایل پاهایش را روی هم انداخت . .... و غلط های دیگر که نگرفتم .... آخه بیش 30 غلط از ترجمه ی سایت شما درسته ؟ درانتخاب مترجم دقت کنید . ------------------------------------------------------------ WOLVES IN THE CITY
when the wolves find their way... ![]() Download Chapter 1,2,3,4 (1,834 KB) Download Chapter 5 (922 KB) view Topic |
||||||||||
|
|
|
||||||||||
| از این پست مفید 4 نفر تشکر کرده اند |
| Tara |
شماره پست: #18
|
||||||||||
|
سلام می خواستم بگم چرا اسم ازمی (Esmee) رو ازمه می نویسین؟؟ همه حتما فیلم توایلایت رو دیدین و میدونین که ازمی تلفظ درستشه. من از همون اول با این موضوع مشکل داشتم. و غلط املایی هم زیاده اما خواستم ازمی رو بگم که رو نروم بود.
متشکرم. پيام ويرايش شد Katy - 2 بهمن 1388 15:36 ------------------------------------------------------------ کسی که با خودش حرفای با معنی می زنه دیوونه تر از کسی که به دیگران حرفای بی معنی می زنه نیست |
||||||||||
|
|
|
||||||||||
| از این پست مفید 0 نفر تشکر کرده اند |
برای تشکر از این پست بروی تشکر کلیک کنید. |
| arwen_undomeil |
شماره پست: #19
|
||||||||||
|
ترجمه متون انگلیسی کار مشکلیه . اینو همه می دونیم. نه تنها منکر زحمات شما هم نیستیم خیلی هم ممنونیم . ولی این فصل 33 سپیده دم دیگه واقعا... !! تقریبا توی هر جمله و هر خط متن یه اشتباه تایپی یا مفهومی هست. جمله بندیها هم که دیگه آخرشه!! خیلی جاها اصلا مفهوم نیست که چی میخواد بگه! مگه این متون ویرایش نمیشن؟ درسته که الان دیگه کتاب هم منتشر شده ولی شما گفتید به ترجمه ادامه میدید. ولی انگار دارید کم لطف میشید دوستان
به طرز عجیب و باورنکردنی زمانیکه دو فصل در هفته روی سایت قرار می گرفت دقت خیلی بالاتری در آماده سازی نشون میدادید. |
||||||||||
|
|
|
||||||||||
| از این پست مفید 0 نفر تشکر کرده اند |
برای تشکر از این پست بروی تشکر کلیک کنید. |
| مهران (پرفسور اسنیپ) |
شماره پست: #20
|
||||||||||
|
سلام.
یه جایی نمیدونم تو فصل چندم بلا شماره وکیله رو از اینترنت میگیره و یادداشت میکنه. با توجه به این که بلا اون موقع خون آشام بود چرا این کار رو کرد؟ مگه خون آشام نیاز به یادداشت کردن داره؟ اشکال از ترجمست یا کتاب؟؟؟ ------------------------------------------------------------ بخوام از تو بگذرم ، من با یادت چه کنم تو رو از یاد ببرم ، با خاطراتت چه کنم حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو بگو من با این دل خونه خرابم چه کنم تو همونی که واسم یه روزی زندگی بودی توی رویاهای من عشق همیشگی بودی آره سهم من فقط از عاشقی یه حسرته بی کسی عالمی داره ، واسه ما یه عادته چطور از یاد ببرم اون همه خاطراتمو آخه با چه جراتی به دل بگم نمون برو دل دیگه خسته شده ، به حرف من گوش نمیده چشم به راه تو میمونه ، همیشه غرق امیده |
||||||||||
|
|
|
||||||||||
| از این پست مفید 1 نفر تشکر کرده اند |
| « · كتاب سپيده دم · » |